نگاهي به برخي از جنگ افزارهاي هوايي بسيار مدرن
B-1B

بي ـ ۱ بمبافكن مافوقصوت و بالمتغیر آمريكاست كه بمبافکنی استراتژیک و سنگین وزن محسوب ميشود و متعلق به نسل نوینی از بمبافکنهای ساخته شده جهت جایگزینی B-52 به حساب میآید. اين بمبافكن قادر به پرواز مستقيم از آمريكا به مناطق درگيري در اروپا و خاورميانه است. بي-1 يادگاري از دوران جنگ سرد است. ساخت اين هواپيما در دوران پرزيدنت جيمي كارتر متوقف شد، اما رونالد ريگان دستور ادامه پروژه را داد. براي اولين بار در جنگ سال ۱۹۹۱ عليه عراق به كار گرفته شد. اين بمبافكن بسيار بزرگ و بسيارگران، تنها براي بمبارانهاي استراتژيك مورد استفاده قرار ميگيرد و برای بمبارانهای تاکتیکی، مقرون به صرفه نمیباشد.
B-2A
اين هواپيما كه از نوع استيلث (نامرئي) و غيرقابل رؤيت است، تنها در پايگاه مخصوص وايتمن در ميسوري آمريكا نگهداري ميشود. اين بمبافكن به مانند بي ـ ۱ قادر است انواع بمبهاي هستهاي را حمل كند. در نبردهاي اخير اين هواپيماي 1.2 ميليارد دلاري، بارها مورد آزمايش قرارگرفت. اين بمبافكن قادر به حمل صدها بمب هوشمند است و هر فروند آن معادل دهها بمبافكن كوچك ميتواند به دشمن صدمه بزند.
F/A-18E/F

سوپر هورنت اف - ۱۸ يا زنبور زهرآگين نمونهء توسعه يافته اف - ۱۸ قديمي است كه از ۱۹۹۸ وارد كارزار شده است. اين جنگندهء چندمنظوره (نوع قديم و جديد آن) در حال حاضر بخش اعظم ناوگان هوايي نيروي دريايي ايالات متحده را تشكيل ميدهد و جنگندهء اصلي ناوهاي هواپيمابر ايالات متحده محسوب ميشود. اين جنگنده بمبافكن، در صورت لزوم ميتواند با دو برابر سرعت صوت، جنگندههاي رقيب را از فواصل دور رهگيري كرده و با موشكهاي هدايت شوندهء آمرام از بين ببرد. اين جنگنده ۲۹ميليون دلار قيمت دارد.
F-15C/D/E
اف-۱۵ ايگل (در نوع E به نام استرایک ایگل معروف است) از جمله جنگندههاي بسيار معروف با 2۵ سال سابقه محسوب ميشود كه ۳ هزار كيلومتر در ساعت سرعت و توان فوقالعاده در جنگهاي شبانه، انهدام شكاريهاي دشمن، انهدام سايتهاي پرتاب موشك و پشتيباني هوايي دارد.
F-15E Strike Eagle
F-14

اف-۱۴ تامكت، هواپيماي بسيار معروف نيروي دريايي آمريكا بود كه در سال 2006 به دليل هزينههاي سنگين تعمير و نگهداري، روانهء موزههاي ايالات متحده گرديد. امروزه اف-14 به صورت عملیاتی، به تعداد نامشخص، تنها در اختيار نيروي هوايي ايران قرار دارد. اف-۱۴ اگرچه بیش از ۳ دهه قدمت دارد اما هنوز در صورت آماده به پرواز بودن، قادر است به سادگي هواپيماهاي حريف را منهدم كند. اف-۱۴ از سيستم راداري فوق العاده پيشرفتهاي برخوردار است كه هنوز به دليل گراني، نصب آن برروي بسياري از هواپيماها به صرفه نيست. اف-۱۴ ميتوانست 2.5 برابر سرعت صوت پرواز كرده و ۲۴ هدف هوايي را همزمان رهگيري كند و ۶ تاي آن را همزمان با موشكهاي AIM-54 فونيكس (موشك گراني كه تقريبن همقيمت هواپيماهايي نظير MiG-21 است!) منهدم كند. سيستم آتشكن و فراموش كن اين هواپيما متعلق به اوائل دههء ۷۰ ميلادي است، اما هنوز قادر است زودتر از جنگندهء حريف، آن را شناسايي كرده و از فاصله ۱۳۰ كيلومتري آن را از بين ببرد. اين هواپيما عليرغم قدمت، ۳۸ ميليون دلار قيمت دارد و گراني قطعات يدكي و موشكهاي فونيكس آن سبب شد تا حتا نيروي هوايي آمريكا نتواند از آن استفاده كند و در نهایت نیز نیروی دریایی، جنگندهء اف18 سوپر هورنت را به آن ترجیح دهد.
اين هواپيما يك وظيفه مهم در نيروهاي دريايي آمريكا داشت و آن اين بود كه اگر جنگندهاي بتواند از خطوط پرحجم آتش يك ناو هواپيمابر بگذرد و پدافندهاي موشكي آن ناو را بياثر كند، آنگاه با اين هواپيما روبرو خواهد شد كه ميتواند در نبردي كه طولاني نخواهد بود، خود جنگندهء دشمن و يا موشك ضدكشتي پرتابي آن، با موشكهاي دوربرد فونيكس منهدم شود. امري كه امروزه از عهدهء جنگندههاي اف-18 به هيچ وجه برنميآيد.
ايران در جنگ خود با عراق عليرغم برخوردار نبودن از پشتيباني تكنولوژيكي و قطعات آمريكاييها، توانست حتا به شكل محدود، استفادهء مناسبي از اين هواپيما بكند. بسياري از بمبافكنهاي ايراني به اتكاي اف-۱۴ (پشتيباني هوايي آن) بدون ترس از جنگندههاي عراقي، مواضع ارتش عراق را در عمق آن كشور بمباران ميكردند. همچنین یکی از دلائل ناکارآمدی ناوگان میگهای25 عراق نیز عدم توانایی آنها در تقابل با تامکتهای ایرانی بود.
موشک دورپرتاب AGM-130
موشک هوا به زمین AGM-130 موشکی است قدرتمند جهت حملات ضربتی دور از دسترس پدافند هوايي دشمن در ارتفاعات کم و زیاد به اهداف گوناگون. پس از بازنشستگی بمبافکنهای F-111، امروزه تنها جنگندهء F-15E قادر به حمل این موشک به تعداد دو فروند در دو جایگاه نزدیک به بدنه روی بالها میباشد. این سلاح هوشمند، امکان حملات ضربتی بسيار دقیق را به وسیلهء هدایتپذیری اینرسیایی و ماهوارههای مکانیاب جهانی (GPS) فراهم میآورد.

این سلاح هوشمند، جهت حملهء دقیق به اهداف پرارزش و ثابت، یا اهدافی با تحرک کم در نظر گرفته شده است که در فاصلهای حدود 15 تا 40 ناتیکال مایلی از جنگندهء پرتابگر قرار گرفتهاند. موشک AGM-130A گونهء موتوردار بمب هدایتشوندهء Unit-15 بوده و به طور واضح، دارای برد دورتر و دقت بیشتری نسبت به بمب GBU-15 میباشد. همچنین این سلاح، به هواپیمای پرتابگر این فرصت را میدهد تا با انجام مانور حلقهای (man-in-the-loop) در فاصلهای دور از رينگ پدافندي دشمن باقی بماند، و خدمهء هواپيما با استفاده از سيستم هدایت تلویزیونی و یا با استفاده از هدایتپذیری حساس به مادون قرمز، سرجنگی 2000 پوندی موشك را با دقت زياد، به سمت هدف هدایت نماید.

موشک دورپرتاب (stand-off) و دقیق AGM-130 به طور گسترده، در جنگ سال 1999 کوزوو و همچنین جنگ آزادسازی عراق به سال 2003، بر علیه اهداف حساسی در كوزوو و بغداد با موفقیت کامل شلیک گردید.
موشک دوربرد هوا به هوای AIM-120C5 و رادار APG-63(V)2
رادار APG-63(V)2 با تسليحات متداول به كار گرفته شده توسط جنگندههاي F-15C/D/E كاملن سازگار است، ضمن اينكه امكان بهرهگيري از حداكثر برد و قابليت رزمي موشك AIM-120C5 AMRAAM را فراهم ميآورد، به طوري كه در يك زمان، رادار قادر است چندين موشك آمرام را به سمت چندين هدف كه در پهناي وسيعي از افق، در ارتفاعات گوناگون و در فواصل مختلف پراكنده هستند، هدايت كند.

موشک آمرام نوع C5 که با از رده خارج شدن جنگنده های F-14 Tomcat و موشکهای AIM-54 وارد خدمت شده است، دارای حداکثر بردی برابر 110 کیلومتر است و برای فواصل کمتر از 20 کیلومتر، رادار جستجوگر نصب شده درون موشک، اقدام به هدفیابی مستقل از هواپیمای پرتابکننده مینماید. با توجه به قطعات مشترك زيادي كه بين رادار APG-63 نصب شده در جنگندههاي F-15 و رادار APG-73 نصب شده در جنگندههاي F/A-18 وجود دارد، این موشک به صورت گسترده برای نصب بر روی جنگندههای سوپرهورنت نیروی دریایی و به زودی استرایکایگل نیروی هوایی، در اختیار قرار داده خواهد شد.
بمب هدایت ماهوارهای JDAM
مهمات ضربتي مستقيم مشترك موسوم به JDAM يك كيت هدايت كنندهء بمب سقوط آزاد است كه در محل دم يا قسمت انتهايي آن نصب ميشود و دقت بمبهاي سقوط آزاد را به شدت افزايش ميدهد. اين بمبها بدين ترتيب ميتوانند در هر شرائط آب هوايي، مورد استفاده قرار گيرند و يك جنگافزار هوشمند محسوب شوند. با افزودن یک بخش اضافه به قسمت انتهایی بمبهای سقوط آزاد، این بمبها، هدایتپذیر میشوند. این بخش افزوده شده، مشتمل بر یک سیستم هدایت کنندهء اینرسیایی و یک سیستم هدایت کننده بر اساس مکان یاب جهانی است.

بدین طریق، بمب JDAM، دقت بسیار زیادی نسبت به بمب های سقوط آزاد معمول که هدایت نمی شوند، پیدا میکند؛ ضمن اینکه در شرائط آب و هوایی گوناگون نیز قابل استفادهاند. کلمهء مشترک یا Joint که در ابتدای نام این بمب آمده است، نشانگر همکاری مشترک ایالات متحدهء آمریکا و دولت پادشاهی بریتانیا در برنامهء طراحی و تولید این جنگ افزار است.
ترکیب بسیار موفق بمبهای JDAM و بمب افکن سنگين و رادارگريز B-2، برای اولین بار در عملیات نیروهای متفق (Operation Allied Force) بر ضد صربهای یوگوسلاوی در نبرد کوزوو به کار گرفته شد. در این عملیات، بمبافکنهای بی-2، پس از 30 ساعت پرواز مداوم از پایگاهشان در وایتمن (ایالت میسوری) خود را به یوگوسلاوی میرساندند. در جریان جنگ کوزوو، بیش از 600 عدد بمب JDAM توسط بی-2 ها پرتاب شد.

کارشناسان نظامی بر این اعتقاد هستند که در جریان جنگ کوزوو و عملیات نیروهای متفق، بی-2 ها، 651 بمب JDAM را پرتاب کردند که این پرتابها، دقتی در حدود 96 درصد و انهدام 87 درصد اهداف تعیین شده را به دنبال داشته است که دقت و خسارات وارد شده به اهداف، بسیار فراتر از انتظار بوده است. امروزه نسل جدید بمبافکنهای B-2A که سری Block 30 نام دارند، قادر هستند تعداد 80 عدد بمب JDAM را همزمان به سمت 80 هدف مختلف پرتاب نمایند.
موشک کروز AGM-158 JASSM
موشك JASSM يك سلاح دوربرد، بسيار بادقت و رادارگريز محسوب ميشود كه از فواصل بسيار دور قابل شليك است. هدايت موشك به روش ناوبري اينرسيايي (inertial navigation) انجام ميگيرد كه مسير پروازی موشك نيز به وسيلهء ماهوارههاي مكانياب جهاني (GPS) اصلاح ميشود.

شناسايي دقيق محل هدف و همچنين رهيافت نهايي موشك به سمت هدف مورد نظر، به وسيلهء جستجوگر حساس به حرارت انجام ميپذيرد. يك ارتباط دادهاي ديجيتال (data link) به موشك اين امكان را ميدهد تا محل دقيق و وضعيت خود را حين پرواز به كامپيوتر هواپيماي پرتابگر انتقال دهد. اين امر منجر به بهبود بسیار زیاد دقت هدفگيري شده و باعث خسارت بيشتر به هدف مورد نظر ميشود. در اين روش، دقت هدفيابي، حدود 2.4 متر (8 فوت) ارزيابي ميشود.

سرجنگی این موشک سرجنگی WDU-42/B نام دارد و محتوی 450 کیلوگرم مواد منفجره بوده و دارای قابلیت نفوذ در استحکامات عمق زمین میباشد. موشک کروز JASSM قرار است به وسیلهء طیف وسیع و گوناگونی از هواپیماهاي جنگي ايالات متحده حمل و پرتاب شود که از آن جمله: F-15E، F-16، F/A-18، F-35، B-1B، B-2 و B-52H دارای قابلیت حمل و پرتاب این موشک هستند و یا خواهند شد.
AGM-154 Joint Standoff Weapon
سلاح Joint Standoff Weapon موسوم به JSOW، یک ریسک بزرگ مشترک انجام شده بین نیروی هوايي و نیروی دریایی ایالات متحده بود که به منظور گسترش و بنا نهادن یک استاندارد در زمینهء تولید سلاحهایی با برد متوسط و دقت بسیار بالا انجام پذیرفت؛ به ویژه اینکه این سلاحها بنا بود بر عليه اهدافي كه به شدت توسط پدافندهاي هوايي مستحكم حفاظت ميشوند، در فضايي خارج از تيررس پدافندهاي معمول ضدهوايي، به كار گرفته شوند.


بدين ترتيب، بقاپذيري هواپيما افزايش مييافت و تلفات نيروهاي خودي به حداقل ميرسيد. امروزه، اين برنامه تنها به وسيلهء نيروي دريايي دنبال ميشود. JSOW قرار است در دو گونهء A و C عرضه شود كه هركدام جداگانه قرار است بر عليه اهداف پراكنده در يك ناحيه و يا اهدافی با سازهء بسیار سخت و ثابت مورد استفاده قرار گيرند.
بمب هدايت ليرزي استحکامشکن GBU-28
بمب هدايت شوندهء واحد 28 موسوم به Unit 28 كه GBU-28 نيز ناميده ميشود، يك بمب 5000 پوندي هدايت شونده به وسيلهء ليرز است كه از سري بمبهاي استحكامشكن موسوم به bunker busting محسوب ميشود و به وسيلهء شركت Raytheon طراحي و ساخته شده است.


اين بمب مخصوص عمليات نيروهاي ارتش ايالات متحده در جريان عمليات طوفانصحرا يا Operation Desert Storm براي نفوذ در استحكامات بسيار مقاوم و در اعماق زمين ساخته شدهء مراكز فرماندهي ارتش بعث عراق ساخته شد.
دو عدد از اين بمبها توسط بمبافكنهاي F-111F در عمليات طوفان صحرا مورد استفاده قرار گرفت و پرتاب شد. گفته میشود تعداد قابل توجهی از این بمبها در اختیار نیروی هوایی اسرائیل قرار گرفته است تا در صورت لزوم، بر علیه اهدافی در ایران، سوریه و لیبی مورد استفاده قرار گیرند.
موشک ضدتانک Brimstone: یک سلاح وحشتناک ضدتانک
Brimstone، يك موشك بسيار پيشرفتهء ضدتانك هدايت شونده است كه به وسيلهء كنسرسيوم MBDA طراحي و ساخته شده است. اين موشك بر اساس توسعهء طرح موشك ضدتانك آمريكايي AGM-114 Hellfire ساخت بوئينگ، ساخته شده است و طرح آن بر اساس نيازمنديهاي نيروي هوايي سلطنتي بريتانيا به منظور فراهم آوردن يك سلاح ضدزره دوربرد شكل گرفته است كه به هواپيماهاي ضربتي اين نيرو، امكان حمله به تانكها و ساير خودروهاي زرهي را از فواصل نسبتن دور فراهم ميآورد و جايگزين مناسبي جهت بمبهاي خوشهاي نوع BL755 محسوب ميشود. مجموعهء اين نيازمنديها، حاصل تجارب بدست آمده از نبرد نيروهاي رزمي انگليس در جريان جنگ 1991 خليج فارس بود.

جنگندهء هرير GR9 به طور كامل با بمبهاي ضدزره BL755 بارگذاري شده است
تانک T-72 گارد ریاست جمهوری عراق که به سال 2003 هدف موشک Brimstone پرتابی جنگندهء تورنادوی GR4 قرار گرفته است
موشك Brimstone از نوع شليككن و فراموشكن ميباشد كه اطلاعات دقيق مربوط به هدف را قبل از شليك، از طريق افسر سيستمهاي تسليحاتي هواپيما (WSO)، بدست ميآورد. به طور تكنيكي، اين موشك به نحوي طراحي شده است كه بسته به ماموريت محوله، قابل برنامهريزي باشد. اين قابليت برنامهريزي، شامل يافتن اهداف در داخل يك محدودهء معين و كوچك ميباشد. (نظير محدودهاي كه به نيروهاي خودي بسيار نزديك است) همچنين اگر موشك قادر به يافتن هدف خود در داخل محدودهء مشخص شده نشود، قابليت خودانهدامي، موشك را از بين خواهد برد. اطلاعات دقيق مربوط به هدف كه در اختيار افسر تسليحات جنگنده (WSO) گذاشته ميشود، از طريق رادار پرندهء JSTARS يا نيروهاي نظامي محلي، بدست ميآيد. نشانهروي (علامتگذاري) هدف، يا از طريق سامانهء حساس به مادونقرمز (infrared) انجام ميگيرد يا به وسيلهء رادار هواپيما پرتابگر موشك و يا به وسيلهء قدرت بينايي افسر تسليحات.
جنگندهء تورنادوي GR4 در حين پرتاب موشك ضدتانك Brimstone

مشابه موشك كروز Storm Shadow كه داراي سرجنگي دوتكه ميباشد، موشك Brimstone نيز از يك خرج اوليهء ضعيف بهره ميبرد كه به منظور نفوذ به زرههاي داراي پوشش اورانيومي ساخته شده است. سپس انفجار بزرگ اتفاق ميافتد كه باعث خسارت بسيار بيشتري ميشود كه اين انفجار، باعث انهدام هدف ميگردد.
مجموعه حسگرهاي بسيار پيشرفتهء اين موشك، شامل يك رادار با قدرت توليد امواج ميليمتري (MMW يا millimetric wave radar) است كه امكان تصويرسازي هدف را براي موشك فراهم ميآورد، بدين جهت اين روش، موثرترين راهكار براي يافتن اهداف در محدودههاي مكاني بسيار فشرده ميباشد. همچنين پهناي باند رادار MMW، حساسيت و دقت عمل اين موشك در آب و هواي نامساعد را نيز كمتر در معرض خطا قرار ميدهد.
با مسلح بودن هواپيماي پرتابگر به تعداد زيادي از اين موشك (نظير 24 فروند)، سامانهء هدفيابي، نيازمند پرتاب الگوريتمي به جاي سيستمي همزمان است، تا از برخورد مداوم موشكها به اهداف، اطمينان حاصل شود. به علاوه، به واسطهء توانايي نيمهمستقل جهت يافتن اهداف، موشك Brimstone داراي قابليتي است تا تصميم بگيرد يك هدف در كجا قرار دارد تا بهترين و موثرترين راه رسيدن به هدف را جهت انهدام بهتر آن انتخاب نمايد.
این موشک، یک سلاح وحشتناک و بسیار موثر ضدتانک محسوب میشود که امروزه به تعداد حداکثر 24 فروند توسط هر یک از جنگندههای تورنادوی GR4، یوروفایتر و هریر GR9 نیروی هوایی سلطنتی بریتانیا قابل حمل و استفاده میباشد.
Stinger: هرکجا هستم باشم، آسمان مال من است
موشك FIM-92 Stinger، جايگزين موشك قديمي FIM-43 Redeye شد كه ردآي، استاندارد غربي MANPADS به شمار ميرفت و در سازمان نيروهاي دفاعي بسياري از كشورهاي عضو ناتو به كار گرفته ميشد.

موشك FIM-92 به وسيلهء يك نفر و از روي شانهاش شليك ميشود. هنگامي كه تهديد يك هدف مشخص شود، خدمهء موشك، به سمتش شليك ميكند. اين مرحله، 6 ثانيه به طول ميانجامد و شامل قفل جستجوگر حرارتياب، ژيروسكوپ اندازهگير ميزان چرخش حركتي هدف و فعال شدن سيستمهاي الكترونيكي ميباشد. هنگامي كه جستجوگر مادون قرمز بر روي هدف متصاعد كنندهء حرارت قفل ميكند، يك بوق كوتاه به صدا درآمده و خدمهء پرتابگر موشك را مطلع ميكند و اين زماني است كه وي ميتواند ماشه را بكشد. 1.7 ثانيهء بعد، موشك پرتاب ميشود.

پس از اينكه موشك به وسيلهء موتور كمكي از درون پرتابگر خارج شد، لبههاي كنترلي در جلو و عقب موشك باز ميشوند. پس از طي مسافتي كوتاه پس از پرتاب به جهت آسيب نرسيدن به خدمهء پرتابگر، موتور دو مرحلهاي اصلي (موتور بعد از مرحلهء كمكي اوليه) كه با سوخت جامد كار ميكند، روشن ميشود. اين موتور در مرحلهء اول كه تنها 2 ثانيه به طول ميانجامد، سرعت موشك را به 2.2 ماخ ميرساند؛ سپس جهت دستيابي به سرعت فراتر از 2.6 ماخ و طي مسير نهايي تا برخورد به هدف، مرحلهء دوم موتور اصلي به كار ميافتد. اگر موشك به هيچ هدفي تا 17 ثانيهء بعد از روشن شدن موتور اصلي، برخورد نكند، خود به خود منفجر ميشود. سرجنگي پرقدرت و چندتكه شوندهء استينگر، از آن سلاحي مهلك ساخته است كه هيچ هواپيمايي پس از برخورد آن، شانس بقا نخواهد داشت. استينگر را ميتوان از روبهرو نيز به سمت هواپيماهاي مهاجم شليك نمود و آنها را قبل از رسيدن به خطوط درگيري، از صحنهء نبرد خارج ساخت.

نبرد مجاهدین افغان با نیروهای ارتش سرخ و همچنین شکار دهها هواپیمای جنگندهء عراقی توسط سربازان ايراني در اواخر جنگ با عراق، کارایی کشنده و غیرقابل باور این سلاح سبک و قابل حمل را کاملن به اثبات رساند.
اما آنچه اين سلاح ويژهء نيروهاي پياده را داراي اهميتي بيش از پيش مينمايد، نصب و به كارگيري موشك استينگر بر روي هليكوپترهاي تهاجمي نظير Apache ميباشد كه اين هليكوپترهاي بيدفاع در برابر شكاريهاي دشمن را بدل به حريفي خطرناك براي آنها ميكند.
منبع:
http://www.gartal.com/post-109.aspx
http://www.aerospacetalk.ir/forum/post60351.html#60351 نوشته Reza6662